خواب عجیب غریب و ترسناکی دیدم. خواب دیدم دندونام و تو آینه نگاه می
کنم و انگار اولین باره که دارم میبینمشون..یکشون انقدر لق بود که با حرکت دستم
راحت جا به جا میشد و دلیل ترسناک بودنش هم این بود که
برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 15:53
دارم ماگ جدیدی که گرفتم و می شورم...تو همین حین بابا رو تصور می
کنم که با دیدنش احتمالا بگه این و کی خریدی؟ یا مثلا بگه خمره جدید مبارک! یا
قشنگه..یا یه چیزی تو همین مایه ها.
بعد من پیش خودم میگم آر
برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 15:53
برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 15:53
امروز برای پیدا کردن یه عکس تو تلگرام به سرم زد اسم خودم و تو اون
چت سرچ کنم؛ چون تنها چیزی که از پیام های اطرافش یادم میومد همین بود!
یچیزی نزدیک دویست و هفتاد تا پیام تقدیمم کرد. وقتی داشتم ت
برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 15:53
هرچقدر بیشتر به قضیه فکر می کردم حالم بدتر میشد. کم کم داشتم
قدرت تشخیصم رو از دست می دادم و پیش خودم فکر کردم برعکس ظهر که از خوشحالی در
حال ورجه وورجه بودم هیج امیدی نمیبینم...پتو رو محکم تر پیچیدم
برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 15:53
برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 15:53